6- موفقيت شش سيگما
اجراي موفق شش سيگما بستگي به ارتباط بين مفاهيم زير دارد:
• تعهد بسيار مشهود مديريت با نگرش بالا به پايين. كاركنان بايد راهبري و هدايت فعالي را در طول اجراي پروژه ها از سوي مديريت ارشد سازمان شاهد باشند.
• يك سيستم اندازه گيري براي رديابي و دنبال كردن پيشرفت. اين امر يك تصور ملموس از تلاش هاي سازمان را ايجاد مي نمايد.
• الگوبرداري داخلي/خارجي از محصولات، خدمات و فرايندهاي سازمان. اين اطلاعات زمانيكه سازمان شروع به بحث و درك راجع به موقعيت واقعي بازار فروش نمود، منجر به بروز تحولي بسيار چشمگير مي شود. اين تجربه منجر به شكل گرفتن سازمان بر اساس فلسفه حل مسئله مي شود.
• گسترده كردن اهداف براي تمركز افراد بر تغيير فرايندها به طوريكه كارها انجام گردد. اين امر منجر به ايجاد نرخ نمايي در بهبود مي شود.
• آموزش كليه سطوح سازمان، بدون آموزش هاي لازم افراد نمي توانند نگرش و فلسفه بهبود را كاملا درك نمايند.
• نمونه هاي موفق براي نشان دادن اينكه متدولوژي شش سيگما چگونه اجرا مي شود و نتيجه مي دهد.
• وجود راهبر (champion) و كمربند سياه (black belt) براي حمايت شروع پروژه و تهيه برنامه ريزي لازم، آموزش و مشورت در كليه سطوح سازمان.
7- كاربرد شش سيگما در صنعت خدمات
همانطور كه سازمان ها توسعه مي يابند، فرايندهاي خدماتي بيشتر مورد نياز مي باشند و كنترل هاي اضافي نيز ايجاد مي شوند. در اين حال كاركنان متوجه كار بيش از اندازه يا چگونگي تاثير كارشان بر مشتريان داخلي و خارجي نمي شوند و واحدهاي سرويس دهنده در اين حالت غيرموثر مي شوند و با كمبود نيرو، وقتگير و هزينه زا بودن كارها مواجه خواهند شد. بنابراين هدف اساسي كه سرويس دهي موثر و كارا به مشتريان داخلي و خارجي مي باشد، درك نشده و اين واقعيت كه فرايندهايي كه منجر به ايجاد تغييرات هزينه زا در سازمان مي شوند، اندازه گيري نشده و در نتيجه مشخص نمي شوند.
علي رغم تعداد بالاي كاركنان خدماتي ، برخي از سازمان ها بر اين باورند كه بهبود فرايندهاي خدماتي از اهميت كمتري در برابر فرايندهاي توليدي برخوردار مي باشد و يا اينكه از آنجائيكه فرايندهاي خدماتي غير ملموس مي باشند، قابل كنترل نيستند. همچنين تجارب اجراي شش سيگما در بخشهاي خدماتي نشاندهنده اين واقعيت است كه بهبود فرايندهاي خدماتي تاثير بسيار زيادي بر افزايش رضايت مشتري و كاهش هزينه ها دارد.
خدمات بخش بزرگي از هزينه هاي سازمان را در بر مي گيرد. در حقيقت سازمان هاي صنعتي دريافتند كه از طريق به كارگيري شش سيگما براي كليه فرايندها مي توانند موقعيت افزايش سهم بازار را ايجاد نمايند. از آنجائيكه فرايندهاي خدماتي كمتر بر علوم و تكنولوژي استوارند بنابراين براي بهبود عملكردشان كاربرد شش سيگما بسيار بيشتر مورد نياز مي باشد.
خدمات شامل تعداد زيادي از فرايندهاي نامريي مي باشد. دليل اينست كه محصول اين فرايندها مانند آنچه كه از خط توليد بدست مي آيد، ملموس نمي باشد. هر فرايند خدماتي از چندين مرحله تشكيل شده است و متدولوژي شش سيگما فرايند خدماتي را به هر گام از فرايندهاي جداگانه مي شكند تا كارآيي بالاتري را در هزينه هاي پايين تر ايجاد نمايد. در اينصورت فرايندهاي هموار و كارآ، سريعتر جواب مي دهند و داراي سرعت و صحت بيشتري هستند و يك سيستم ضد خطا فرايندها را پشتيباني مي كند بنابراين خطاها، اشتباهات و عدم كارآيي حذف مي شود.
زمان سيكل و رضايت مشتري دو عامل مهم در تعيين سطح كيفيت خدمت و هزينه هاي مرتبط آن مي باشند. هرچه زمان سيكل بهبود يابد، ميزان رضايت مشتري نيز افزايش مي يابد. زمانيكه زمان سيكل در مقدار بهينه مي باشد، زماني براي ايجاد عيب وجود ندارد و بهبود در زمان سيكل منجر به بهبود كيفيت مي شود. دوباره تمركز بر ”فرايند منجر به بهبود خروجي، و در نتيجه افزايش رضايت مشتري مي شود.
استراتژي حل مشكل شش سيگما راهي ا ست براي مشاهده آماري نيازمنديهاي مشتري و سپس ارزيابي كمي اينكه تا چه حد مناسب توقعات مشتري برآورده مي شود. درمحاسبه تعداد موقعيت هاي بروز ايراد در صنعت خدماتي اصطلاح ”واحد انتقال يا (transaction) بجاي واژه قطعات به كار مي رود. سازمان مي تواند دسته بندي هايي را براي اندازه گيري، جمع آوري اطلاعات و آناليز اطلاعات با ابزارهاي آماري براي تعيين خط مبناي قابليت و توانايي فرايند، ايجاد نمايد. در نتيجه، ايراداتي كه اكثرا به وجود مي آيند، قابل شناسايي مي شوند. آناليز علت و معلول براي شناسايي فرايندهايي كه ريشه بروز ايراد هستند، مورد استفاده قرار مي گيرد و سپس فرايندي ضد خطا اجرا مي شود كه از بروز مجدد ايراد جلوگيري مي نمايد.
7-1- نمونه اجرايي از پروژه هاي جاري در يك شركت خودروسازي
به دليل شروعي موفق در زمينه پياده سازي متدولوژي شش سيگما در صنعت خدماتي، نمونه اجرايي مورد بررسي در اين مقاله به تاثير شش سيگما در بهبود اثربخشي مميزي هاي سيستم، فرايند و محصول مي پردازد. اين پروژه در 3 فاز مجزا طرح گرديده است. فاز اول بهبود اثربخشي مميزي محصول، فاز دوم بهبود اثربخشي مميزي فرايند و فاز سوم بهبود اثربخشي مميزي سيستم مي باشد. در اين مقاله تنها اجراي فاز اول مورد بررسي قرار مي گيرد. از آنجائيكه مميزي محصول در دو قالب مميزي عملكردي و ظاهري انجام مي گردد، كليه مراحل اجراي فرايند بسته به نوع مميزي متفاوت مي باشد. مشتري اصلي در اين پروژه كه بنا بر نياز آن پروژه انتخاب گرديده است، مديريت ارشد سازمان مي باشد. لازم به ذكر است كه بنا به ماهيت پروژه خدماتي لزومي بر استفاده كليه ابزارها و تكنيك هاي معرفي شده در مراحل اجرايي متدولوژي شش سيگما نمي باشد اين امر در نمونه اجرايي مورد بررسي در اين مقاله قابل مشاهده مي باشد.
7-1-1- نيازمندي هاي موجود جهت انتخاب پروژه مذكور شامل:
• سيكل زماني طولاني براي انجام مميزي؛
• قابليت اطمينان پايين نتايج؛
• عملكرد و نمايش پايين فرايند.
7-1-2- مراحل اجرايي پروژه ”بهبود اثربخشي مميزي محصول
1- گام هاي فاز تعريف
1. تعيين اعضاي تيم مجري پروژه، راهبر تيم، سرپرست تيم و راهنماي پروژه.
2. تعريف y به صورت بهبود اثربخشي مميزي محصول.
3. تعريف اهداف انتخاب پروژه شامل:
• بهينه كردن زمان سيكل فرايند.
• ايجاد جريان اطلاعاتي درست و قابل اطمينان در كل سيستم.
• بهبود نمايش داده هاي مديريتي.
4. تعيين زمان اجراي پروژه به مدت يكسال.
5. تعريف ctq ها و معيارهاي اندازه گيري ctq (x ها).
6. تعريف و شرح ايراد و عيب براي هر يك از ctq ها.
7. تهيه نمودار درختي مشخصه هاي بحراني و سطوح مختلف آن.
8. تعريف sipoc فرايند: شامل تامين كننده/ ورودي/ فرايند/ خروجي/ مشتري.
9. تهيه پرسشنامه و اخذ نظرات مشتريان ( مديريت ارشد سازمان) به منظور اعتباردهيctq تعريف شده به عنوان اساسي ترين موارد تاثيرگذار بر اثربخشي فرايند و رضايت مشتري.
10. تحليل fmea هاي مربوط به هر ctq و انتخاب rpn هاي بالا جهت تمركز بر بهبود فرايند مربوطه.
2- گام هاي فاز اندازه گيري
1. تدوين برنامه جمع آوري داده ها و جمع آوري داده هاي تعيين شده
2. بكارگيري نرم افزار آماري (minitab) به منظور تحليل داده هاي جمع آوري شده (تست نرمال داده ها مطابق نمودار 1).
3. تعيين سطح سيگماي اوليه براي هريك ازctq ها به عنوان سطح اوليه سيگما و روند تغييرات آن در طول مدت جمع آوري داده ها. سطح سيگماي اوليه براي هر يك از مشخصه هاي بحراني جدول شماره 1 نشان داده شده است.
3-گام هاي فاز آناليز
1. تهيه نقشه فرايند و مشخص كردن فعاليت هاي داراي ارزش افزوده و بدون ارزش افزوده (فعاليت هاي ضروري/ غير ضروري) از طريق زمانسنجي كليه مراحل انجام فرايند از جمله تاخيرات و غيره).
2. استفاده از نرم افزارminitab به منظور يافتن علل ريشه اي بروز مشكل در فرايند و صحه گذاري علل.
3. رسم نمودار علت و معلول با استفاده از طوفان ذهني.
4- گام هاي فاز بهبود و نوآوري
1. تعيين راهكارهاي بهبود دهنده فرايند بر اساس تحليلي آماري همراه با تاريخ و مسئول اجرا.
2. تعيين سطح سيگماي بهبوديافته و نمايش روند بهبود. همانطور كه در جدول شماره 2 نشان داده شده است بعد از اجراي برنامه هاي اصلاحي سطح سيگما بهبود يافته است. نمودار شماره 2 روند بهبود سطح سيگما را نشان مي دهد.
3. تخمين هزينه صرفه جويي شده بر اساس بهبود سطح سيگماي فرايند.
5-گام هاي فاز كنترل
1. تهيه برنامه كنترلي؛
2. تهيه برنامه زمانبندي اجراي طرح ها؛
3. مستند سازي فرايند هاي استاندارد شده.
7-1-3- نتايج بدست آمده از اجراي پروژه فوق
به طور خلاصه از طريق آناليز فرايند امكان كاهش زمان سيكل فرايند ميسر شده است و از اين طريق در هزينه هاي شركت صرفه جويي شده است. كاهش ايرادات مميزي و افزايش اثربخشي نتايج مميزي از جمله نتايج مهمي است كه در اين خصوص بدست آمده است. از آنجاي يكه پروژه مورد بررسي در مقوله خدماتي انتخاب شده است، لذا ايجاد صرفه جويي هزينه اي به تدريج در طول اجراي پروژه بدست خواهد آمد.
1- كاهش سيكل زماني ترخيص خودرو از سازمان جهت انجام تست جاده، بسياري از فعاليت هاي غير ضروري كه منجر به بروز تاخير در كل فرايند مي شدند، از طريق اجراي فرايند جديد شناسايي و حذف گرديد.
2- كاهش ميزان ايرادات در حين تهيه گزارش مميزي از طريق آموزش مميزان.
3- كاهش سيكل زماني ارايه گزارش مميزي.
4- تهيه و ارسال گزارشات به موقع به واحدهاي مربوطه و در نتيجه افزايش ميزان اثربخشي نتايج مميزي.
5- كاهش تعداد ايرادات بدون كد و افزايش سطح مانيتوركردن ايرادات از طريق تمركز بر كددهي مناسب ايرادات.
6- اجراي كاليبراسيون جهت يكسان سازي ديدگاه آديتورها.
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:7 توسط :
ج س